![]() |
![]() |
|
| وبلاگسرای پارسیان |
|
همه چیز دوباره تکرار شد! |
|
+ نوشته شده در
شنبه 23 خرداد1388ساعت 9:3 توسط ساشایان |
|
|
در کتيبه اي بجا مانده از تخت جمشيد ، دعاي داريوش بزرگ در هنگام آغاز سال نو بجاي مانده است که در آن داريوش شاه نگاشته است : اهورامزدا اين سرزمين را از ديو دروغ بپاياد که دروغ باعث نابودي ايران مي شود. امروز ما شاهد آنچه هستيم که داريوش شاه 2400 سال پيش از آن مي ترسيد و آن نابودي ايران است.
در اديان و مذاهب مختلف نيز دروغ ريشه و بنيان تمامي گناه ها آمده است. متاسفانه ما امروز در سرزمين کهنمان ايران با آن همه پشتوانه تاريخي و فرهنگي شاهد آن هستيم که مسولان ما بجاي اينکه همه براي آباداني و سربلندي ايران بکوشند و تلاش کنند ، براي به دست گرفتن قدرت از هيچ کاري دريغ نمي کنند حتا عوام فريبي. به اميد آن روز که ايراني آباد آزاد و سربلند در جهان داشته باشيم به دور از ديو دروغ. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 20 خرداد1388ساعت 9:0 توسط ساشایان |
|
|
جام جم آنلاين: «زاينده رود» ، منبع طراوت و سرسبزي اصفهان كه همواره الهام بخش شاعران و هنرمندان و فراخواننده گردشگراني از همه عالم به سوي «نصف جهان» بوده است، اكنون در آخرين ماه سال، به خشكرودي تبديل گشته كه با ديدن آن، آهي جانسوز از نهاد هر عاشق وطن و طبيعت بر مي آيد. تازه ترين تصاوير زاينده رود را پيش رو داريد. گزارش: محمدرضا نادري عكس: مهر
زاينده رود كه بزرگترين رودخانه مركزي ايران به شمار مي رود و همواره ، نقش مهمي در بافت اجتماعي و اقتصادي اصفهان داشته است، در سالهاي اخير بر اثر خشكسالي هاي پياپي ، با كمبود آب و حتي خشكي روبرو شده اما خشك شدن آن در اسفندماه كه علي القاعده بايد يكي از پرآب ترين ماهها باشد ، تاسف بارتر است.
زايندهرود كه از آن به عنوان رگ حياتي و عامل اصلي سرسبزي و حاصلخيزي اصفهان نام مي برند و پل هاي تاريخي «سي و سه پل» ، «خواجو» و «الله وردي خان» بر روي آن بنا شده است ، از دامنههاي زردكوه بختياري حد فاصل بين اصفهان و لرستان سرچشمه گرفته و از غرب به شرق جريان دارد.
سرچشمه زايندهرود به شكل حوضي مدور با مساحتي در حدود 300 زرع ميباشد كه به «چشمه جانان» معروف است. چشمة مذكور در اين ناحيه ميجوشد و به طرف مشرق سرازير ميشود. پس از طي سه فرسنگ، به چشمه ديگري به نام «چهل چشمه» ميرسد. همچنين از سمت شمال اين منطقه، يعني ناحية فريدن، دو چشمة بزرگ ديگر به نام «خُرِسنگ» و «كودَنگ» به جانانهرود ملحق ميشود. انشعاب ديگري نيز به نام زرينرود از طرف جنوب يعني چهارمحال به اين رودخانه اضافه ميشود. منبع اصلي انشعاب اخير زيرِ كوهي قرار دارد كه زردكوه ناميده ميشود.
عظمت رودخانه زايندهرود پس از الحاق آب كوهرنگ به آن، مشخص ميشود. در حقيقت سرچشمة اصلي زايندهرود، كوهرنگ است كه باعث ميشود در فصول مختلف رودخانه زايندهرود پر آب و با بركت باشد. اتصال آب كوهرنگ را به زايندهرود، به زمان صفوي و شاه طهماسب نسبت ميدهند.
در هفتم مهرماه سال 1327شمسي مقدمات حفر تونل كوهرنگ آغاز و در 24 مهرماه سال 1332شمسي تونل مزبور افتتاح و آب كوهرنگ به زايندهرود هدايت گرديد.تونل كوهرنگ در ارتفاع 2700 متري كوه تعبيه گرديده. طول آن 2835متر و قطر آن 11متر مربع ميباشد. اين تونل به وسيله دريچههايي باز و بسته ميشود. عرض تونل 75/2متر و ارتفاع آن 5/2متر است.آب رودخانه زاينده رود پس از عبور از تونل مذكور هزاران هكتار زمين را مشروب كرده، پس از پيمودن 360كيلومتر از راههاي پرپيچ و خم و سرسبز و حاصلخيز ، در 140كيلومتري جنوب شرقي اصفهان به باتلاق گاوخوني ميريزد.
يكي ديگر از سرچشمههاي معروف زاينده رود ، «چشمه ديمه» است كه از نظر شرب و املاح، داراي سالمترين و عاليترين نوع آب در جهان است. اين چشمه در روستاي ديمه نزديك فارسان و پايين كوه، در سطح زمين قرار گرفته است كه آب آن در طول سال به طور يكنواخت از زمين ميجوشد. در سالهاي اخير املاح معدني آب اين چشمه در آزمايشگاههاي معتبري مورد آزمايش قرار گرفته و به دنبال تأييد كيفيت عالي آن، كارخانهاي بزرگ با سرمايهاي سنگين در شرف احداث است تا آب اين چشمه به صورت بطرهاي سربسته و بهداشتي. به كشورهاي جهان صادر شود.
اين رودخانه در كتب تاريخ و جغرافيا به نام هاي زاينده رود ، زنده رود ، زند رود ، زرين رود ، زرينه رود ، زن رود و زندكرود آمده است زيرا آب آن در طول مسير زايش كرده، تزايد مييابد و به همين مناسبت زاينده رود ناميده شده است. بعضي نيز آن را عامل سلامتي و زنده بودن ميدانستند و نام زنده رود بر آن نهادهاند.
اين رودخانه زيبا و مصفا همواره الهام بخش شاعران خوش ذوق ايران بوده است. شاعران تحت تأثير زيبايي ها و سواحل فرحبخش زايندهرود، آن را بهشت ثاني دانسته و اشعار نغز و دلكشي در توصيف اين رودخانه و لطافت و گوارايي آب آن سرودهاند كه از آن جملهاند: حافظ شيرازي شاعر زيباپرست و ستايشگر آب ركنآباد، در وصف زايندهرود و محلة باغكاران چنين سروده است: روز وصــل دوستـداران ياد بــاد - ياد باد آن روزگـاران ياد بــاد/ كامم از تلخــي غم چون زهر گشت - بانگ نوش شاد خواران ياد باد/ گرچه صد رود است از چشمم روان - زنــده رود و باغ كاران ياد بـاد/ |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 22 اسفند1387ساعت 10:9 توسط ساشایان |
|
|
جشن سپندارمزدگان ( اسپندگان ) خجسته باد روز سپندارمزد پنجمین روز از سپندارمزد ماه باستانی. ۲۹ وهمن ماه خورشیدی. سپندارمزد ( اسپند ) نام یکی از امشاسپندان اوستا است که نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن سپندارمزدگان برای گرامی داشت زنان نیکو کار برگزار می گردد. ایرانیان این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند. واژه سپندارمزد در اوستا ( سپنته آرمیی تی ) آمده است که به چم ( مفهوم ) فروتنی و بردباری می باشد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه 23 بهمن1387ساعت 9:41 توسط ساشایان |
|
|
سده خجسته باد
جشن سده جشن پيدايش آتش است. صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشنهاي نوروز و مهرگان میرسد. در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه پیشدادی داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي ميرفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و فروغ (جرقهاي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن سده اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي: برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد يكي جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 13 بهمن1387ساعت 9:26 توسط ساشایان |
|
|
شطرنج از پس پرده نگاه کن مثه شطرنج زمونه هر کسی مثله یه مهره توی این بازی می مونه یکی مثه ما پیاده یکی صد سال سوار یه نفر خونه بدوش یکی دو تا قلعه داره یه طرف همه سیاه و یه طرف همه سپیدن رو به روی هم یه عمره ما رو دارن بازی میدن
اونا که اول بازی توی خونه تو و من پیش پای اسب دشمن اون همه سرباز و چیدن ببین امروز هم تو بازی میون شاه و وزیرن هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر می گیرن
تاج و تخت شاه دیروز در قلعه شون نمی شه به خیالشون که این تاج سرشون تا همیشه یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمی باخت تاج و از سرش تو میدون لشگر پیاده انداخت
اون که مارو بازی میده اونه که مهره رو چیده اون که نه شاهه نه سرباز نه سیاهه نه سپیده از پس پرده نگاه کن !
شعر : روزبه زاده اجرا در آلبوم معجزه خاموش از داریوش اقبالی |
|
+ نوشته شده در
شنبه 5 بهمن1387ساعت 9:39 توسط ساشایان |
|
|
اعلام نگرانی نسبت به نابودی میراث فرهنگی
به نام خداوند جان و خرد ضمن شادباشِ فرا رسیدن جشن کهن تیرگان و بزرگداشت یاد و نام آرش و همهی سرداران، سربازان، جانباختگان و شهیدان راهِ میهن، بهویژه شهیدان هشت سال دفاع مقدس، داوری در این باره و بارههای دیگر را به ملت ایران میسپاریم . و نیز توجه دولت را به موارد یادشده و پند و اندرزهایی که میتواند از شدت دردها بکاهد، جلب میکنیم. چو ایران نباشد تن من مباد • هم میهن گرامی، خواهشمندیم ما را در پخش این آگاهینامه یاری نموده و این پیام را به نشانی رایانامههایی (پست الکترونیک) که میشناسید، بفرستید و نیز اگر میتوانید آنرا بر روی تارنما (دیدارگاه، سایت) و یا تارنگار (وبلاگ) خود بگذارید تا همگان از روزگار رفته بر گنجینههای این کهنسرزمین آگاه گردند . باشد که در کنار یکدیگر بتوانیم ، مسیر این سیل خودساخته را بگردانیم. بنیاد دوستداران میراث فرهنگی افراز (تهران) |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 23 آبان1387ساعت 8:6 توسط ساشایان |
|
|
ملت تو ما شدیم .کورش والا . . .
کورش . مردی از نژاد پارس و آریا . فرزند کمبوجیه . بنیانگزار امپراطوری ایران . رهایی بخش یهودیان . مسیح تورات عهد عتیق . نگارنده منشور آزادی ملل در 2500 سال پیش . پدر تمام ایرانیان . آباد کننده ویرانی ها . ذوالقرنین قران . دشمن بردگی و ستمگری . شاهنشاه ایران زمین و ....
هفتم آبان ماه ، بزرگ داشت بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان " کورش بزرگ " شاد باد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 19 آبان1387ساعت 7:33 توسط ساشایان |
|
|
و سرانجام اسفندیار مشایی فرنشین سازمان میراث فرهنگی استعفا داد . اما خدا می داند که آیا یک ایرانی دلسوز و آشنا به مسایل جانشین آقای مشایی شود یا یکی دیگر شبیه به خودش یا حتا بدتر ! |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 7 شهریور1387ساعت 9:39 توسط ساشایان |
|
|
شیر و خورشیدهای مجلس بازگشتند شیر و خورشیدهای سر در مجلس ملی ایران که در زمان انقلاب ۵۷ پایین کشیده شده بودند اکنون پس از ۳۰ سال دوباره خودنمایی کردند . این شیر و خورشیدها که نماد ملی ایران هستند پس از گذشت ۳۰ سال نامهربانی که به آن ها شده بود بار دیگر مورد توجه قرار گرفتند و ۱۳ امرداد ماه ۱۳۸۷ دوباره در مجلس خودنمایی کردند ولی نه در جای اول خود و بر سر در مجلس بلکه در پایین و در دو سوی درب اصلی مجلس قرار گرفتند و البته بدون خورشید بر پشت . این تندیس های برنزی پس از ۳۰ سال به دلیل نا مشخص خورشید پشت خود را از دست داده اند و اکنون فقط شیر و شمشیر می باشند . سال گذشته کورشنیک نام نماینده زرتشتیان در مجلس ملی ایران پیش از سخنرانی در صحن علنی مجلس در صحبتی با فرنشین ( رییس ) آن هنگام مجلس آقای حداد عادل خواستار بازگرداندن این تندیس های کهن به جای اول خود و مهربانی با این نماد کهن ملی شده بود . امروز میتوانیم این تندیس ها را در مجلس ببینیم و آرزوی روزی را داشته باشیم که این نماد ملی به جایگاه کهن خویش یعنی میان سه رنگ سپندینه ( مقدس ) درفش ایران بازگردد .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 5 شهریور1387ساعت 9:57 توسط ساشایان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
۱ - احساس وظیفه ی ما به مام میهن (ایران).
۲ - آشنایی جوانان ایران زمین با میراث اجدادمان که در دوره های تاریخی مختلف از بین و از یاد رفته است . ۳ - دنباله روی از راه بزرگ مرد تاریخ ایران و جهان (کورش بزرگ) برای رسیدن به صلح و آزادی حقیقی بشر . ۴ - مقابله با فرهنگ های غلط خاوری و باختری و استقلال ملی و استفاده ی درست از سرمایه های ملی برای آیندگان این سرزمین . ۵ - ایجاد همدلی بین تمامی ایرانیان و پارسی زبانان جهان . ۶ - تلاش برای رسیدن به آنچه که لایق نام ایرانی است . |
| پیوندهای روزانه |
|
من پارسیم پاینده باد سرزمین کورش بزرگ arashsnik آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
|
RSS
|