|
وبلاگسرای پارسیان
|
طی یک ماه گذشته این دومین اثر تاریخی است که توسط یک نهاد نظامی در خوزستان تخریب شده است. حسن محسنی اضافخ کرد: به منظور ایجاد راه دسترسی به اسکله ی در حال تاسیس در بین هندیجان و بندر دیلم در استان حوزستان که مرتبط با پروژه عظیم " پل خلیج پارس " است.
محوطه تاریخی بندر مهروبان توسط یک نهاد نظامی تخریب شده است. او در ادامه افزود: سازمان بنادر به پیمانکاری یک نهاد نظامی بدون هیچ استعلامی از میراث فرهنگی استان خوزستان این پروژه را در حال انجام دارد و دست به تخریب این محوطه تاریخی زده است.
سخنگوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با بیان اینکه این تخربها طی دو روز گذشته انجام شده است گفت:
در حال حاضر ما از این نهاد نظامی به مراجع قضایی شکایت کرده ایم.
اما اینبار با نیروی بیشتر و ایستادگی پایدار تر در خدمت هم کیشان و هم اندیشان خواهم بود.
با امید فردایی خوش برای ایران و ایرانی
همه چیز دوباره تکرار شد!
در اديان و مذاهب مختلف نيز دروغ ريشه و بنيان تمامي گناه ها آمده است.
متاسفانه ما امروز در سرزمين کهنمان ايران با آن همه پشتوانه تاريخي و فرهنگي شاهد آن هستيم که مسولان ما بجاي اينکه همه براي آباداني و سربلندي ايران بکوشند و تلاش کنند ، براي به دست گرفتن قدرت از هيچ کاري دريغ نمي کنند حتا عوام فريبي.
به اميد آن روز که ايراني آباد آزاد و سربلند در جهان داشته باشيم به دور از ديو دروغ.

زاينده رود كه بزرگترين رودخانه مركزي ايران به شمار مي رود و همواره ، نقش مهمي در بافت اجتماعي و اقتصادي اصفهان داشته است، در سالهاي اخير بر اثر خشكسالي هاي پياپي ، با كمبود آب و حتي خشكي روبرو شده اما خشك شدن آن در اسفندماه كه علي القاعده بايد يكي از پرآب ترين ماهها باشد ، تاسف بارتر است.

زايندهرود كه از آن به عنوان رگ حياتي و عامل اصلي سرسبزي و حاصلخيزي اصفهان نام مي برند و پل هاي تاريخي «سي و سه پل» ، «خواجو» و «الله وردي خان» بر روي آن بنا شده است ، از دامنههاي زردكوه بختياري حد فاصل بين اصفهان و لرستان سرچشمه گرفته و از غرب به شرق جريان دارد.

سرچشمه زايندهرود به شكل حوضي مدور با مساحتي در حدود 300 زرع ميباشد كه به «چشمه جانان» معروف است. چشمة مذكور در اين ناحيه ميجوشد و به طرف مشرق سرازير ميشود. پس از طي سه فرسنگ، به چشمه ديگري به نام «چهل چشمه» ميرسد. همچنين از سمت شمال اين منطقه، يعني ناحية فريدن، دو چشمة بزرگ ديگر به نام «خُرِسنگ» و «كودَنگ» به جانانهرود ملحق ميشود. انشعاب ديگري نيز به نام زرينرود از طرف جنوب يعني چهارمحال به اين رودخانه اضافه ميشود. منبع اصلي انشعاب اخير زيرِ كوهي قرار دارد كه زردكوه ناميده ميشود.

عظمت رودخانه زايندهرود پس از الحاق آب كوهرنگ به آن، مشخص ميشود. در حقيقت سرچشمة اصلي زايندهرود، كوهرنگ است كه باعث ميشود در فصول مختلف رودخانه زايندهرود پر آب و با بركت باشد. اتصال آب كوهرنگ را به زايندهرود، به زمان صفوي و شاه طهماسب نسبت ميدهند.

در هفتم مهرماه سال 1327شمسي مقدمات حفر تونل كوهرنگ آغاز و در 24 مهرماه سال 1332شمسي تونل مزبور افتتاح و آب كوهرنگ به زايندهرود هدايت گرديد.تونل كوهرنگ در ارتفاع 2700 متري كوه تعبيه گرديده. طول آن 2835متر و قطر آن 11متر مربع ميباشد. اين تونل به وسيله دريچههايي باز و بسته ميشود. عرض تونل 75/2متر و ارتفاع آن 5/2متر است.آب رودخانه زاينده رود پس از عبور از تونل مذكور هزاران هكتار زمين را مشروب كرده، پس از پيمودن 360كيلومتر از راههاي پرپيچ و خم و سرسبز و حاصلخيز ، در 140كيلومتري جنوب شرقي اصفهان به باتلاق گاوخوني ميريزد.

يكي ديگر از سرچشمههاي معروف زاينده رود ، «چشمه ديمه» است كه از نظر شرب و املاح، داراي سالمترين و عاليترين نوع آب در جهان است. اين چشمه در روستاي ديمه نزديك فارسان و پايين كوه، در سطح زمين قرار گرفته است كه آب آن در طول سال به طور يكنواخت از زمين ميجوشد. در سالهاي اخير املاح معدني آب اين چشمه در آزمايشگاههاي معتبري مورد آزمايش قرار گرفته و به دنبال تأييد كيفيت عالي آن، كارخانهاي بزرگ با سرمايهاي سنگين در شرف احداث است تا آب اين چشمه به صورت بطرهاي سربسته و بهداشتي. به كشورهاي جهان صادر شود.

اين رودخانه در كتب تاريخ و جغرافيا به نام هاي زاينده رود ، زنده رود ، زند رود ، زرين رود ، زرينه رود ، زن رود و زندكرود آمده است زيرا آب آن در طول مسير زايش كرده، تزايد مييابد و به همين مناسبت زاينده رود ناميده شده است. بعضي نيز آن را عامل سلامتي و زنده بودن ميدانستند و نام زنده رود بر آن نهادهاند.

اين رودخانه زيبا و مصفا همواره الهام بخش شاعران خوش ذوق ايران بوده است. شاعران تحت تأثير زيبايي ها و سواحل فرحبخش زايندهرود، آن را بهشت ثاني دانسته و اشعار نغز و دلكشي در توصيف اين رودخانه و لطافت و گوارايي آب آن سرودهاند كه از آن جملهاند: حافظ شيرازي شاعر زيباپرست و ستايشگر آب ركنآباد، در وصف زايندهرود و محلة باغكاران چنين سروده است: روز وصــل دوستـداران ياد بــاد - ياد باد آن روزگـاران ياد بــاد/ كامم از تلخــي غم چون زهر گشت - بانگ نوش شاد خواران ياد باد/ گرچه صد رود است از چشمم روان - زنــده رود و باغ كاران ياد بـاد/

جشن سپندارمزدگان ( اسپندگان ) خجسته باد
روز سپندارمزد پنجمین روز از سپندارمزد ماه باستانی. ۲۹ وهمن ماه خورشیدی.
سپندارمزد ( اسپند ) نام یکی از امشاسپندان اوستا است که نگهبان زمین است و از آنجا که زمین مانند زنان در زندگی انسان نقش باروری و باردهی دارد جشن سپندارمزدگان برای گرامی داشت زنان نیکو کار برگزار می گردد.
ایرانیان این روز را به نام روز زن و روز مادر جشن می گیرند.
واژه سپندارمزد در اوستا ( سپنته آرمیی تی ) آمده است که به چم ( مفهوم ) فروتنی و بردباری می باشد.

سده خجسته باد
جشن سده جشن پيدايش آتش است. صد روز از پايان تابستان گذشته و يا صد شب و روز به نوروز مانده است و كهن بودن آن به پايه جشنهاي نوروز و مهرگان میرسد.
در تاريخ نسبت اين جشن به هوشنگ شاه پیشدادی داده شده است. در شاهنامه آمده است كه روزي هوشنگ شاه با همراهانش در كوهي ميرفتند ناگهان چيزي دراز، تيره تن، و سياه رنگ ديد كه ماري بود و هوشنگ، سنگي گرفت و سوي مار پرتاب كرد كه آن را به كشد. سنگ به سنگ ديگري برخورد كرد و فروغ (جرقهاي) پديدار شد، به بوته گرفت و مار فرار كرد. از اين رويداد هوشنگ شاه شادمان شد و خداوند را نيايش كرد كه راز آتش را به او آشكار كرده است. شادمان و پيروز، هوشنگ شاه آتش را از همان هنگام قبله قرار داد، آن روز را جشن سده اعلام كرد و اين سنت تا امروز برجاست، به گفته فردوسي:
برآمد به سنگ گران سنگ خرد هم آن و هم اين سنگ گرديد خرد
فروغي پديد آمد از هر دو سنگ دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ
جهاندار پيش جهان آفرين نيايش همي كرد و خواند آفرين
كه او را فروغي چنين هديه داد همين آتش آنگاه قبله نهاد
يكي جشن كرد آنشب و باده خورد "سده" نام آن جشن فرخنده كرد

شطرنج
از پس پرده نگاه کن
مثه شطرنج زمونه
هر کسی مثله یه مهره
توی این بازی می مونه
یکی مثه ما پیاده
یکی صد سال سوار
یه نفر خونه بدوش
یکی دو تا قلعه داره
یه طرف همه سیاه و
یه طرف همه سپیدن
رو به روی هم یه عمره
ما رو دارن بازی میدن
اونا که اول بازی
توی خونه تو و من
پیش پای اسب دشمن
اون همه سرباز و چیدن
ببین امروز هم تو بازی
میون شاه و وزیرن
هنوزم بدون حرکت
پشت ما سنگر می گیرن
تاج و تخت شاه دیروز
در قلعه شون نمی شه
به خیالشون که این تاج
سرشون تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه
که به صد مهره نمی باخت
تاج و از سرش تو میدون
لشگر پیاده انداخت
اون که مارو بازی میده
اونه که مهره رو چیده
اون که نه شاهه نه سرباز
نه سیاهه نه سپیده
از پس پرده نگاه کن !
شعر : روزبه زاده
اجرا در آلبوم معجزه خاموش از داریوش اقبالی
اعلام نگرانی نسبت به نابودی میراث فرهنگی
به نام خداوند جان و خرد ضمن شادباشِ فرا رسیدن جشن کهن تیرگان و بزرگداشت یاد و نام آرش و همهی سرداران، سربازان، جانباختگان و شهیدان راهِ میهن، بهویژه شهیدان هشت سال دفاع مقدس، داوری در این باره و بارههای دیگر را به ملت ایران میسپاریم . و نیز توجه دولت را به موارد یادشده و پند و اندرزهایی که میتواند از شدت دردها بکاهد، جلب میکنیم. چو ایران نباشد تن من مباد • هم میهن گرامی، خواهشمندیم ما را در پخش این آگاهینامه یاری نموده و این پیام را به نشانی رایانامههایی (پست الکترونیک) که میشناسید، بفرستید و نیز اگر میتوانید آنرا بر روی تارنما (دیدارگاه، سایت) و یا تارنگار (وبلاگ) خود بگذارید تا همگان از روزگار رفته بر گنجینههای این کهنسرزمین آگاه گردند . باشد که در کنار یکدیگر بتوانیم ، مسیر این سیل خودساخته را بگردانیم. بنیاد دوستداران میراث فرهنگی افراز (تهران)
بدینوسیله، نگرانی شدید خود را از رویدادهای تلخی که این روزها در کشورمان رخ داده و گنجینههای باستانی و گرانبهای میهنمان را یکی پس از دیگری به نابودی میکشد، اعلام نموده و ضمن یادآوری وظیفهی دولت یعنی نگهداری و پاسداری از گنجینههای این سرزمین، از میان انبوه ویرانیهایی که این روزها دل هر ایرانی پاکنهادی را به درد آورده است ، پنج پارهی زیر را نگرانکنندهتر از همه دانسته و آنها را به آگاهی ملت گرامی ایران میرسانیم:
1. ما از هماهنگیهای انجامشده میان سازمان میراث فرهنگی و مدیریت بریتیشمیوزیوم لندن برای بازگشت – اگرچه موقت – استوانه خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزهی بریتانیا به گنجینهی ملی ایران و نمایش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هماکنون دلواپسی ژرف خود را از این موضوع، به آگاهی هممیهنان و نیز همهی نهادهای فعال فرهنگی میرسانیم.
زیرا بر این باوریم که سازمان میراث فرهنگی، هرگز کارنامهی روشنی در پاسداری از گنجینههای کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگنوشتهی ارزشمند جزیرهی خارک ، بیش از 199 روز نگهداری نماید. همچنین هنوز هم مردمِ بزرگوار ایران ، خاطرهی تلخ ربوده شدن «لوح زرین تختجمشید» از همین گنجینهی ملی ایران و و سپس پخش خبری مبنی بر آب کردن آنرا ، از یاد نبردهاند.
2. همانگونه که کارشناسان غیردولتی از همان آغاز پیشبینی کرده بودند، رطوبت سنجهای پاسارگاد نمِ بسیار بالایی را پیرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان دادهاند و با آنکه همهی گروههای میهنپرست، پیش از آبگیری سد سیوند، بارها و بارها درباره اثرات ویرانگر این آبگیری هشدار داده بودند،ولی هنوز هم- و بر خلاف وعدههای دادهشده – شاهد اقدام مثبتی برای تخلیهی آبهای آن سد نبودهایم ، تا پس از قطع شمار بالایی درخت منحصر بهفرد و نابودی محوطههای باستانی تنگِ چشمه (تنگ بلاغی)، دست کم اینک از شدت آسیبهای پیشِ رو بکاهیم.
3. شنیده میشود کسانی به جرم ویران نمودن سنگنوشتهی جزیرهی خارک دستگیر شدهاند. هر چند پیرامون علت دستگیری دستکم یک تن از آنها ابهامهایی وجود دارد ولی در میان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا کنون به بهانهی امنیتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زدهاند. و این در حالی است که میدانیم به دلیل نفتخیز بودن جزیرهی خارک و دارا بودن تأسیسات نفتی بسیار، هیچکس نمیتواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آنجا آمدوشد نماید.
آشکار است که برای جلوگیری از گسترش شایعات پیرامون این رویداد – که چندان خوشایند نیز نبوده و میتواند اعتماد دوستداران میراث فرهنگی نسبت به دولت را کمتر نماید – ضمن برکناری مدیریت سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر، شایسته است نتایج پیشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد.
4. در خبرها آمده است که در کمال شگفتی بخشی از محوطهی کاخ آپادانای شوش، آن گنجینهی کهن و گرانبهای کشورمان و یادمانِ روزگار داریوش بزرگ، به پیست موتورسواری بدل گشته است. آشکار و بدیهی است که میبایست ضمن برچیدن چنین وضعیتی، هرچه زودتر حریم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهبانی قرار گیرد تا دیگر بار فجایعی همچون تخریب پای ستونهای دروازهی شرقی همان کاخ ونیز نابودی کتیبهی خارک را شاهد نباشیم .
5. و باز از خوزستان و دیگر کهنشهر آن، ((اهواز))، خبری دال بر کاوش و رسیدگی به شهر باستانی هرمزداردشیر که خود یادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانیان و از آثار ثبتِ ملی شدهی آن استان است به گوش نرسیده و نمیرسد. ما چنین کوتاهیهایی را تنها و تنها از ناکارآمدی مدیریت سازمان میراث فرهنگی آن استان میبینیم و خواستار بازبینی در رفتار و عملکرد این سازمان میباشیم .
پیشاپیش از همکاریتان سپاسگزاریم.
انجمن فرهنگی بیستون (تهران)
انجمن بارگاه مهر(اصفهان)
انجمن فرپاد (شیراز)
انجمن اندیشه جوان (اصفهان)
انجمن دوستداران و حافظان خشت خام ( یزد )
کانون دوستداران شاهنامه (توس)
کانون جوانان پاسارگاد (گرگان)
گروه جوانان شکوه هخامنشی (خراسان)
جمعیت عصر سبز (یزد)
انجمن فرهنگی سرزمین پارس (خراسان)
جمعیت دوستداران میراث فرهنگی یادگار (یزد)
خانه سیمرغ (تهران)
خانه ماورای جوان (گرگان)
اانجمن دیده بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران (تهران )
انجمن کهندژ (همدان)
کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ ( اصفهان )
انجمن هخامنشیان (تهران)
انجمن دوستداران میراث فرهنگی و گردشگری امرتات (اصفهان)
انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا (خوزستان)
کانون سیمرغ اندیشه (نجف آباد)
خانه ادب مهر (اصفهان)
کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان
انجمن ایلام شناسی ایران ( تهران )
انجمن فرهنگی کوروش بزرگ و
انجمن اسپادانا ( تهران )
و گروهی از فرزندان ایران زمین
